![]() | ||||||
| خودتم ميدوني بيکاري پس بيا تو يه چايي بزنيم | ||||||
| |

از مرد بودن خود لذت ببريد و احساس غرور کنيد!!!!!!
زيرا : هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي شود . مدت زمان مکالمه تلفني شما حداکثر 3 دقيقه است . براي يک مسافرت يک هفته اي تنها يک ساک کوچک دستي نياز داريد . در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي کنيد . دوستان شما توجهي به کاهش يا افزايش وزن شما ندارند . جنسيت شما در موقع مصاحبه استخدام مطرح نيست . رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است . لازم نيست کيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبال خودتان بکشيد . ظرف مدت 11 دقيقه مي توانيد حمام کنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد . اگر در 25 سالگي هنوز مجرديد ، احدي به شما ايراد نمي گيرد . همکاران و دوستانتان نمي توانند اشک شما را در بياورند . مي توانيد آرزوي هر پست و مقامي را داشته باشيد . حداقل بيست راه براي باز کردن در هر بطري داخلي يا خارجي بلديد . ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد . ....و بالاخره ، روزي يک پير مرد موفق و سر بلند خواهيد شد
بعضيها ميگن من تو حرفام غرض ورزي دارم خب حالا اينو چي ميگين؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


بابا من چاکرتونم!!!
اينقدر شماها به بنده لطف دارين من تو آسموونا سير ميکنم!!!
آره بابا جدي ميگم
اناهاش اينم عکسم!!!
قربون همتون!!!!!!!
بابا من ميگم دختر همون بدبختي است ولي هيشکي باورش نميشد!!!!
کلي وقت صرف تحقيق و بررسي کردم تا به زبون رياضي ثابت کنم !!

حلا کسي مونده که فکر کنه دختر مساوي بدبختي نيست؟!!

زن رو به خدا کرد و گفت : چرا بايد ديه ما نصف مردها باشد ؟
خداوند مهربانانه فرمود : عزيز من ! اگر با کشتن ، ترا از شوهرت بستانند ،
به او هشت ميليون تومان مي رسد ولي اگر او را بکشند تو صاحب شانزده ميليون تومان مي شوي !!!! زن خنديد و گفت : تا
الان از اين زاويه به مساله نگاه نکرده بودم. زن شاد شد و رفت

قبل از ازدواج 0 0 0 مرد: آره، ديگه نميتونم بيش از اين منتظر بمونم. زن: ميخواهى من از پيشت برم؟ مرد: نه! فکرش را هم نکن. زن: منو دوست داري؟ مرد: البته! زن: آيا تا حالا به من خيانت کردي؟ مرد: نه! چرا چنين سوالى ميکني؟ زن: منو مسافرت ميبري؟ مرد: مرتب! زن: آيا منو ميزني؟ مرد: به هيچ وجه! من از اين آدما نيستم! زن: ميتونم بهت اعتماد کنم؟ 0 0 0 بعد از ازدواج همين متن رو اين دفعه از پائين به بالا بخونيد.
خصوصيات دانشجويان دختر:
ترم 1- ويژگي هاي کلي: اين دختران از آن دسته دختراني هستند که تا زمان ورود به دانشگاه با واژه اي به اسم پسر غريبه هستند و تنها وسيله نقليه اي که سوار شده اند اتوبوس مي باشد.از نظر شکل ظاهري بيشتر شبيه مردان غيرتمند و با خدا هستند!!!
اصولاً وقتي به آنها بگوييد با سه حرف پ- س – ر يک کلمه معني دار بسازيد مخ آنها ERROR مي دهد! چون فکر ميکنند تنها دانشجوي اين مملکت هستند عمراً کسي را تحويل نمي گيرند. و تا وقتي که قبل از اسمشان کلمه مهندس و دکتر را به کار نبريد جوابتان را نمي دهند! {پيشنهاد ميکنم که در دختران ترم يکي (صفري) به دنبال GF نباشيد چون اولاً پا نمي دهند و ثانياً اگر حتي يکي از اين دختران براي دوستي پا بدهد(يکي در هر 10 ميليون سال)همه به شما به چشم يک همجنس باز نگاه خواهند کرد !}
فقط براي عمليات قضاي حاجت به WC مي روند.طولاني ترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه تا خانه مي باشد.به پسران همکلاسي به چشم خواستگار نگاه مي کنند.تمام کتب ترم اول را مي خرند و با دقت جلد ميگيرند.سوژه خنده دانشجويان ترم بالايي هستند. وقتي به آنها سلام ميکنيد به چشم يک مزاحم خياباني به شما نگاه ميکنند!(بي جنبن ديگه!!!) در فاصله بين کلاسها نان و پنير دستپخت مادر را ميل ميکنند تا انرژي بگيرند!
ترم 2 – همچنان قادر به ساختن کلمات معني دار نميباشند! متوجه ميشوند به غير از آنها افراد ديگري نيز به اسم دانشجو تو اين مملکت هستند! به مقدار بسيار ناچيز از قطر ابروها کاسته ميشودولي سيبيل جزيي از اعضاي ثابت بدن مي باشد.سر کلاس متوجه موجوداتي عجيب و غريب ميشوند اما اسم آنها را نمي دانند.کماکان مسير دانشگاه تا خانه بدون هيچ کم و کاستي طي ميشود.نيمي از کتاب هاي ترم را ميخرند و نيمه ديگر را از کتابخانه مي گيرند.اگر به آنها سلام کنيد در جواب زمزمه نامفهومي ميشنويد با اين مضمون:سلام عليک
م ورحمة الله و برکاته! دو- سه بار از جلوي ترياي دانشکده رد ميشوند اما جرأت داخل شدن را ندارند!(استغفرالله)
ترم 3 - به معناي واژه پسر پي مي برند و با ماهيت آن موجودات عجيب و غريب آشنا مي شوند.به اين نکته حياتي پي مي برند که تنها استفاده WC قضاي حاجت نيست!!!سوژه خنده پيدا مي کنند.همه کتابها را از کتابخانه مي گيرند و متوجه ميشوند که تا 4 جلسه ميتوانند سر کلاس غيبت کنند.مي فهمند که شهر خيلي بزرگ است و غير از خانه شان جاهاي ديگري هم دارد! تريا دانشکده تبديل به پاتوق آنها ميشود.در جواب سلام شما ميگويند سلام!
ترم 4 – با واژه BF آشنا ميشوند اما راه و رسم تور کردنش را بلد نيستند.ابروها نازک ميشودو سيبيل ناپديد!در ساعت هاي استراحت بين کلاسها و حتي وسط کلاس ها به WC ميروند!!!هميشه در دانشگاه از قسمتهاي "پر پسر" عبور ميکنند.شروع ميکنند به پرسيدن آدرس از پسراي خوش تيپ دانشگاه!(نکته:اگر ديديد که جلوي در آموزش يه دختر ازتون آدرس آموزش رو پرسيد پس: 1- دختره ترم 4 درس ميخونه.2-شما خوشتيپيد!.3 – يالا مخشو بزن ديگه چلمن!)
شروع ميکنن به نوشتن جزوه !هر 2-3 شب يکبار به خانه ميروند براي حاضري و به خاطر غر زدن هاي مامان بابا.(خوب پدر مادرن ديگه دلشون تنگ ميشه شما به بزرگي خودتون ببخشيد!) و تعويض لباس و بقيه روز ها خونه دوستشون درس ميخونن!(آره جون خودت .بيچاره پدر ,مادره خبر نداره خوابگاه دخترا بغل خوابگاه پسراست!!!!) در جواب سلام شما ميگويند:سلام.چطوري؟خوبي؟
ترم 5 –يکي از اين موجودات خوش خط و خال (BF ) را بدست مي آورند اما چون تازه کار هستند بامبول هاي زيادي سرشان پياده ميشود!اصلاً سر کلاسها نمي روند و از دانشگاه فقط با WC کار دارند!چون BF دارند ديگه احدي را تحويل نميگيرند و درست مثل ترم يک ميشوند( چون اين دفعه فکر ميکنن فقط خودشونن که BF دارند و آسمان باز شده اين پسره افتاده تو بغل اينا! =آخر بي جنبگي)کوتاهترين مسيري را که طي ميکنند مسير دانشگاه به کافي شاپ و سپس خانه ميباشد.از چهره مردانه گذشته تنها خاطره اي باقي مانده است!(اينجاست که ميگن مردونگي مرده!!!)
به دليل افزايش آرايشات روي صورتشون اضافه وزن مي آورند و براي جبران آن از مقدار شلوار و مانتو شان کم ميکنند!يک ميز اختصاصي براي خودشان و BF شان در تريا دانشکده رزرو است!تابلو ميشوند.کارکنان حراست دانشگاه آنها را به اسم کوچک مي شناسند.سند کميته انضباطي را به نامشان ميکنند!
در جواب سلام شما (بعد از 10 دقيقه!) مي گويند:اوا سلام ببخشيد حواسم نبود(طرف داره عاشق ميشه و حواسش يه جاي ديگست....خاک بر سرت!)
ترم 6 – خيلي تابلو ميشوند!عاشق ميشوند! مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند!مشروط ميشوند!!!
ترم 7 – به طرز وحشتناکي تابلو ميشوند! در عشق شکست ميخورند!مشروط ميشوند!
ترم 8– دوباره آدم ميشوند.ديگر تابلو نيستند چون جوانان مستعد ديگري جاي آنها را ميگيرند(من لذت مي برم ميبينم اين جوونا.......!)جاي جاي دانشگاه برايشان خاطره انگيز است.مثل بچه آدم اين ترم درس ميخوانند فارغ ميشوند.در به در دنبال شوهر ميگردند.به نگهبان جلوي در دانشگاه هم پا مي دهند.به اولين پيشنهاد جواب مثبت ميدهند و از چاله به چاه مي افتند!!!!
بعد از دانشگاه: ازدواج ميکنند و رخت بچه ميشورند!!! هههههههه
يک دختر مثل يک آدامس است ...
جويدن طولاني هر آدامسي به جز بي مزه شدنش حاصلي ندارد . ... هيج وقت آدامس نيم خورده کسي را به دهان نزاريد....
داشتن آدامسي که نتواني بازش کني بانداشتنش فرقي ندارد .... آدامس زياد مانده ارزش جويدن ندارد ...
هر از چندي به دندانهايتان فرصت استراحت هم بدهيد به هر حالآدامستان را مي توانيد عوض کنيد ولي دندانهايتان را نه ..
به چشيدن طعم تنها " يک " آدامس اکتفا نکنيد. آدامسها در شکلها و , قيمتها و مزه هاي مختلف ساخته مي شوند ....
فراموش نکنيد که پايان کار هر آدامسي سطل اشغال است . پس براي هيج آدامسي قيمت زيادي نپردازيد ....
ازدواج مثل قورت دادن آن ميماند .هيج احمقي آدامسش را قورت نمي دهد ...
داشتن يک بسته آدامس هميشه بهتر از داشتن فقط يک آدامس است ....
حسرت آدامسي را که دورش انداخته ايد را نخوريد . آدامس هاي خوشمزه ترهميشه پيدا مي شود
بابا دوستم فقط آقايون
چند وقت پيش مطلبي خيلي مهم توجه منو به خودش جلب کرد و اونم اين بود که هيچوقت بر روي دوستان خودتون که
از جنس مونث و يا خانوم هستن حساب نکنين !!
در واقع خانومها دوستان خوبي نيستن و واسه همين به همه، چه آقا و چه خانوم توصيه مي کنم که دوستاتون رو منحصرا از بين آقايون انتخاب کنين !!
خب مسلمه که همه مي پرسن چرا ؟!
با يک مثال ساده توضيح مي دهم واستون :
آقا و خانومي که چند وقتي بود باهم ازدواج کرده بودن پس از مدتي اتفاقات جالبي واسشون رخ مي ده
يه شب خانوم نمي ره خونه
فردا صبح در بازگشت به خونه آقا از خانومش سوال مي کنه که ديشب کجا بودي ؟
خانوم هم جواب مي ده که خونه ي يکي از دوستام بودم !!!
آقا بلافاصله بعد ازين جواب به 10 تا از بهترين دوستان خانوش تلفن مي کنه و ازشون سوال مي کنه که آيا خانومش ديشب پيش اونا بوده يا خير ؟
همگي دوستان خانومه جواب مي دن نه !!!!!
خب به همين راحتي مي تونيم پي ببريم که خانوم ها دوستان خوبي نيستن و هيچ وقت نمي روشون حساب کرد
اما حالا چرا آقايون دوستان خوبي هستن و هميشه مي تونين روشون حساب کنين
چند وقت بعد از اين ماجراي آقا و خانومه !!!
آقا يه شب خونه نمي ره
و فرداي اون شب در بازگشت به خونه اين بار خانومه از آقا سوال مي کنه که ديشب کجا بودي ؟
آقا بلافاصله جواب مي ده که : خب، پيش يکي از دوستام بودم !!!
و خانوم بلافاصله به 10 تا از بهترين دوستاي آقا زنگ مي زنه و مي گه که :
آيا آقا ديشب پيش اونا بوده يا خير ؟
8 تا از دوستاي آقا مي گن که آره !!!!! آقا ديشب پيش ما بوده
و 2 تا هم مي گن که هنوز هم پيش ماست !!!!! لووول
به همين راحتي مي تونين نتيجه بگيرين که دوستان مرد خيلي قابل اعتماد تر هستن و هميشه مي شه روشون حساب کرد .
کلي چيز واسه خنده (آرشيو) هههه
[19/11/1386- 9:52 ع] اينم دلايل غرور مردان
[16/11/1386- 9:51 ع] بدون شرح
[14/10/1386- 1:25 ص] چاکر همتون
[14/10/1386- 1:21 ص] فرمول دختر برابر بدبختي
[14/10/1386- 1:16 ص] کوتاه و خواندني 3
[14/10/1386- 1:1 ص] دانشگاه واسه دخترا
[25/8/1386- 10:56 ع] شباهت دختر با آدامس
[12/7/1386- 2:12 ص] بابا دوستم فقط آقايون
[آرشيو شده ها]
[ خانه :: پارسي بلاگ :: مديريت:: پست الکترونيک :: شناسنامه]
| تعداد مشتري:2551 | ||||||||
| چايي:4 چايي با قليون :4 | ||||||||
| بفرما چايي | ||||||||
| آبدارچي[23] زياد کنجکاوي نکن واسه بچه خوب ني!!!! | ||||||||
| موضوعات کافه | ||||||||
| چي ميل داري داداش | ||||||||
| متن هر چي بخواي هست فقط لب تر کن! | ||||||||
| بخند بابا | ||||||||
| تشريف داشتين!! | ||||||||
|
| ||||||||
| کوچيکت آي ديش اينه: | ||||||||